Saturday, May 06, 2006

مهدی حبیبی

بنام خدای بخشاینده و مهربان
و به یاد آن عزیز سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و هم قران فراق
بیش از یک دهه افتخار همکاری و همنشینی با مرحوم دکتر غیومیان به حقیر این اجازه را می‌دهد که با تمام وجود شهادت دهم که او نمونه‌ی یک همکار خوب، یک مدیر دلسوز، یک دوست شفیق، یک حامی قابل اتکا‌، یک محقق توانا، یک معلم دانا و ... یک انسان والا بود.
آراستگی ظاهر، روی گشاده، نظم در کارها، توجه به فرائض دینی، تواضع در رفتار، راستی در گفتار و نیکی در پندار درس‌هایی بود که از او می‌توان آموخت.
و چون نیک بنگری تو گویی مرحوم دکتر غیومیان سمن‌بو و پری‌رویی بود که با تبسم آرامش‌بخش مثال‌زدنی‌اش یک نفس با ما نشست و نهال شوق به انسان‌بودن را در دل و جان ما کاشت
سمن‌بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزنند بنشانند
و چه زود از میان ما رفت و به دیدار یار شتافت!! هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
مهدی حبیبی16 اردیبهشت 1385